خرید بک لینک

درد دارد که تو را دوست بدارم هر روز

که نباشی ، که بمیرم ، که تباهم هر روز

درد

با خودم عهد ببندم که فراموش کنم

باز هم نام تو اُفتد به زبانم هر روز

من به چشمان تو معتادم و تو فهمیدی

می رسم تا لب ویرانه‌‌ی جانم هر روز

تو چقدر ساده گذشتی ز کنارم آنروز

من چقدر ساده به عشق تو دچارم هر روز

نه جوابی ، نه نگاهی و نه حتی خبری

کشته ی این همه بی رحمی یارم هر‌ روز

عشق می‌جنگد و بازنده ی این جنگ منم

که تویی فاتح و مشغول فرارم هر روز

خسته ام از همه دنیا و ز تکرار غمت

می نشینم به تماشای غبارم هر روز

دل به تقویم سپردم که تو برگردی و بعد

بی تو یک عمر ز تو فاصله دارم هر روز

عاقبت عشق مرا پیرتر از عمرم کرد

من هنوز منتظر روی نگارم هر روز

تو نپرسیدی و من باز نگفتم چه شدم

درد دارد که تو را دوست بدارم هر روز

سجاد ممیوند

برچسب: نویسنده: حمید محبی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 5:15

صفحه بندی