سجاد ممیوند

متن مرتبط با «دوست» در سایت سجاد ممیوند نوشته شده است

دوست

  • نیلوبلاگ

    ای دوست کجایی که ز تو خرده گرفتم احوال بدم را زتو آزرده گرفتم از دوست به یادگار زخمی دارم هر روز ز یادگار تو بوسه گرفتم روزی که فراق تو نکاح دل من شد دستی به پشیمانی به پیشانی گرفتم از روز جدایی که بگویم که چه ها شد دیوانه ترین مرد جهان نام گرفتم آن شب که به خواب من بیچاره گذشتی دلدار" در آغوش دگرباره گرفتم صبحش که نبودی و من و وسوسه ی عشق بیچاره تنم را که از او روح گرفتم رفتی و نماندی و چه شد عهد و وفایت از جمع جدا گشتم و آسوده گرفتم ۱۴۰۲/۶/۶ #سجاد_ممیوند...

    ادامه مطلب