
من دلم تاب ندارد ز خود اختیار ندارد چو بلوط غرق آتش رمق دفاع ندارد تو بیا و جان من شو آتش اجاق من شو به تو سجده میکنم من و بیا خدای من شو علت وفای من تو ، طلب و دعای من تو روزی و رضای من تو همه ی جهان من تو متعهد به عشق تو من، شادمان از عشق تو من نفسم اگر بخواهی دهمت به اشتیاق من سنگ منم تو کیمیایی و ملیح تر از طلایی احتمال این زیاد است که فرشته ی خدایی ماه سمبلی ز رویت کشتزار مثال مویت دنیا بوَد سبویت منم آن گدای کویت رخ تو ورد زبانم ، عشق تو مایه ی جانم...
ادامه مطلب